تبليغاتX
ساعت برنارد
اگر همچین ساعتی داشتم ...
ساعت برنارد میدونید چیه ؟

این ساعت یه فرق عمده با بقیه ساعتا داره . دکمه شو که میزنی دنیا pause میشه . آدم ها و اجسامی که در حال حرکت بودن در همون وضعیت مثل مجسمه میمونن . حتی اگه چیزی از بالا در حال افتادن باشه همون بالا معلق میمونه . همه چیز متوقت میشه به جز شما !!!

به نظرتون چه کارهایی میشه با این ساعت کرد ؟ میتونید تو نظرات بگید ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 14:44  توسط برنارد  | 

ترم پیش ما یه استاد داشتیم ، خانوم بود .

خیلی خوشگل و مهربون بود . جوون بود . اسم کوچیکش هانیه بود . دکتر هم بود . و کلا بود همش :دی

خلاصه خیلی تو کفش بودم . سر کلاس ردیف جلو میشستم و دائم طوری که متوجه نشه به قیافه ناز و برجستگی سینه هاش خیره میشدم . اگر ساعته بود ، دکمه شو میزدم ، میرفتم یه نیم ساعتی ازش لب میگرفتم ، بقیه کارامم میکردم (:دی) ، به وضعیتی که بودم برمیگشتم و دوباره دکمه رو میزدم .

اوووووووووووووووووووووووووووووف ...

خیلی دوستش داشتم . حیف که دانشگاه ما مهمون بود و دیگه رفته .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:16  توسط برنارد  | 

دیروز داشتیم بعد تعطیلات پایان ترم میرفتیم دانشگاه . سوار اتوبوس که شدم دیدم اون پسره عوضی با دوستاش نشسته . انقدر ازش متنفرم که حد و مرز نداره . حالا دلایلش بماند . حالم از ریختش به هم میخوره . موهاش بلند و پر پشته ، یه عینک مسخره هم میزنه و یه سوشرت طوسی هم معمولا تنشه . هر روز هم که میگذره موهای لعنتیش بلند و بلندتر میشن . علیرغم میل باطنی سلام کردم و دست دادم . اگه ساعته رو داشتم همون لحظه دکمه شو میزدم ، میرفتم یکم بنزین میاوردم میریختم رو موهاش ، بعد یه کبریت روشن میکردم و مینداختم روش ! انقد حال میده ... . بعد که دکمه رو دوباره زدم قیافش دیدنیه .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:3  توسط برنارد  |